شبهای تا هرگز
Tue 22 Apr 2008

به دنبال تو می گردم تو ای تنهای تا هرگز
تو ای گمگشته در اندیشه ی فردای تا هرگز
منم جهل مرکب انکه در اغاز خود ماندست
بیا ذات مرا معنا کن ای دانای تا طاقت
بدون چهل چراغ چشمهایت راه تاریک است
بیا فانوس روشن کن بیا زیبای تا هرگز
نمی دانم ، نمی دانم چه روزی با حقیقت می خوری پیوند
تو ای مرموز، ای کابوس، ای رویای تا هرگز
تو را من با تمام انتظارم جستجو کردم
ولی پیدا نشد ان عشق ناپیدای تا هرگز
تو ای انکس که تنها از فراز کوه می ایی
بگو بگو صبحی نشسته پشت این شبهای تا هرگز

[ ]
+ نوشته شده در ساعت9:23 PM توسط هستی




