تبليغاتX
 چای با طعم خدا
چای با طعم خدا
شبهای تا هرگز
 

به دنبال تو می گردم تو ای تنهای تا هرگز

تو ای گمگشته در اندیشه ی فردای تا هرگز

منم جهل مرکب انکه در اغاز خود ماندست

بیا ذات مرا معنا کن ای دانای تا طاقت

بدون چهل چراغ چشمهایت راه تاریک است

بیا فانوس روشن کن بیا زیبای تا هرگز

نمی دانم ، نمی دانم چه روزی با حقیقت می خوری پیوند

تو ای مرموز، ای کابوس، ای رویای تا هرگز

تو را من با تمام انتظارم جستجو کردم

ولی پیدا نشد ان عشق ناپیدای تا هرگز

تو ای انکس که تنها از فراز کوه می ایی

بگو بگو صبحی نشسته پشت این شبهای تا هرگز

 


[ ]
+


©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!